
کاش میشد هیچکس تنها نبودکاش میشد دیدنت رویا نبودگفته بودی باتو میمانم ولیرفتی و گفتی که اینجا جا نبودسالیان سال تنها مانده امشاید این رفتن سزای من نبودمن دعا کردم برای بازگشتدستهای تو ولی بالا نبودباز هم گفتی که فردا میرسیکاش روز دیدنت فردا نبود …...
ادامه مطلب
من بودمتوو یک عالمه حرف...و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!کاش بودیومی فهمیدیوقتدلتنگییک آهچقدر وزن دارد......
ادامه مطلب
از این تکرار ساعتهااز این بیهوده بودنهااز این بی تاب ماندنهااز این تردیدهانیرنگهاشکهاخیانتهااز این رنگین کمان سرد آدمهاو از این مرگ باورها و رویاهاپریشانم …دلم پرواز میخواهد !...
ادامه مطلب